فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٣٣٧ - واجب مضيّق
٤٩٠. واجب غيرى [١]
واجب غيرى در مقابل واجب نفسى است و آن واجبى است كه تحقّق واجب ديگر به آن وابسته است. همانند مقدمه واجب، مثلا تحقيقات مقدماتى (ماده ٣٥٨ دادرسى مدنى) واجب غيرى است براى فصل خصومت در دعاوى. و همانند وضو براى نماز.
٤٩١. واجب كفائى [٢]
واجب كفائى در مقابل واجب عينى است، و آن واجبى است كه هرگاه عدهاى برآن اقدام كنند تكليف از بقيه ساقط مىشود. مثال: انسانى در حال غرق شدن است افرادى كه در آنجا حضور دارند قدرت نجات او را دارند. اما يك نفر خود را به آب مىاندازد و او را نجات مىدهد، در اين صورت تكليف از ديگران ساقط مىگردد. اما اگر هيچكدام اقدام به نجات وى نكردند، همگى داراى مسئوليت شرعى مىشوند و مورد بازخواست الهى قرار مىگيرند. جهاد، اجتهاد، تعلّم و يادگيرى علومى كه كشور به آن نيازمند است و ... همگى از اقسام واجب كفائى هستند.
٤٩٢. واجب مشروط [٣]
واجب مشروط يا واجب مقيّد در مقابل واجب مطلق است و آن واجبى است كه وجوب آن متوقّف و مشروط بر چيزى باشد. مثلا وجوب نفقه زن مشروط به تمكين زن از شوهر است، و اگر زن ناشزه گردد شوهر از نظر نفقه تكليفى ندارد. (ماده ١١٠٦ و ١١٠٨ قانون مدنى) و مثل وجوب حج كه مشروط به استطاعت است. ماده ٣٤١ قانون مدنى مىگويد: «بيع ممكن است مطلق باشد يا مشروط.»
٤٩٣. واجب مضيّق [٤]
واجب مضيّق در مقابل واجب موسّع است. قبل از توضيح اين واجب ذكر يك مقدمه ضرورى است و آن اينكه واجب به اعتبار وقت يا موقّت است و يا غير موقّت. آيا براى واجب زمان مخصوص و مشخصى معيّن شده يا خير؟ اگر زمان مشخص شده باشد موقت، و الّا غير موقّت است. پس واجب موقّت واجبى است كه براى انجام دادن آن ظرف مخصوص و وقت مشخصى را در نظر گرفته شده باشد. مثل نماز يوميّه، و روزه ماه رمضان، درست برخلاف واجب غير موقّت كه شرعا وقت
[١] . كفاية الاصول، ج ١، ص ١٧٠؛ اصول الفقه، ج ٢، ص ٢٦٢؛ فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٢٠؛ نهاية الاصول، ص ١٨٠.
[٢] . اصول الفقه، ج ١، ص ٩٢؛ نهاية الاصول، ص ٢٢٨؛ فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٣٥.
[٣] . كفاية الاصول، ج ١، ص ١٥١؛ اصول الفقه، ج ١، ص ٨٧؛ فوائد الاصول، ج ١، ص ١٧٠؛ نهاية الاصول، ص ١٦٨.
[٤] . اصول الفقه، ج ١، ص ٩٤؛ نهاية الاصول، ص ٢٣٤؛ فوائد الاصول، ج ١، ص ٢٣٦.